دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست !
دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست !
فاطمه عربی
بی شک تامین رفاه مردم وظیفه هردولت و حکومتی است.ایران شرایط بحرانی زیادی را پشت سر گذاشته ،از انقلاب سال 57 گرفته تا جنگ هشت ساله تحمیلی که مردم در تمام این شرایط کنار یکدیگر بودند.شرایط زندگی نیز بسیار سخت بود.به دلیل شرایط جنگی اجناس دربازار کم یاب می شود،مبادلات خارجی صورت نمی گیرد،چرخ بسیاری از کارخانه ها از کار می افتد ،عده ای فرصت طلب و سودجو کالا هارا احتکار می کنند،قیمت ها هم افزایش چند برابری پیدا می کند.در این بین مردم فشار زیادی را متحمل می شوند و بیشترین آسیب را قشر پایین و رو به متوسط جامعه می بیند.هرکشوری که جنگ و یا انقلاب را تجربه کرده این مسایل را کاملا لمس کرده است.درشرایط تحریم هم وضعیت بدین گونه است. وقتی قیمت نان و بعد مرغ افزایش پیدا کرد،چند روزی این مساله به سوژه ای میان مردم بدل گشت، در صف اتوبوس ، نان و در هر جمعی پیرامون این مساله صحبت می شد. کاربران اینترنت ،رسانه ها و کاریکاتوریست ها مدت ها سوژه ای برای بحث داشتند.هرکس از دید خود به موضوع می پرداخت.عده ای دولت را نارکارآمد می خواندند،عده ای تحریم ها را مزید برعلت می دانستند،در این بین عده ای سیاسیون یکدیگر را متهم می کردند. اما آن سو تر رسانه های فارسی زبان نیز پای کار آمدند و موضوع را مورد کنکاش قراردادند.عده ای هم قیاسی داشتند بین زندگی دهه ی شصت و دهه 90.
اما دهه شصت مردم تازه انقلاب را تجربه کردند که جنگ آغاز شد،آن سال ها اکثریت با هم بودند.اکثریت خواهان انقلاب بودند اکتریت عزیز خود را در انقلاب و پس از آن در جنگ از دست داده بودند.آن سال ها انصاف وجود داشت و دست مردم در جیب یکدیگر نبود..آن سال ها اکثریت طعم فقر را با هم تجربه می کردند ، تلویزیون رنگی کالای لوکس بود.آن سال ها قد نان تغییری نکرده بود کاسب ها خوش انصاف بودند راننده تاکسی ها خوش انصاف بودند. آن سال ها اینترنت و تکنولوژی مانند امروز نبود. آن سال ها دروغ گناه بزرگی به حساب می آمد نه مثل الان که دروغ مشکل گشای هرکاری است. بعد از آن دوران همین اکثریت با هم، از هم غافل ماندند شیوه های نوین دزدی و کلاهبرداری را یاد گرفتند.
انصاف، گویی از بین مردم رخت بسته است! اعتماد کم رنگ شد،هرکس به فکر درآمدی بیشتر برای زندگی است حالا از چه طریق؟ حلال یا حرام وآیا رضایت مردم هم در این بین مهم است یا نه؟! بازاریان قدیم به شاگردانشان علاوه بر آموزش و اصول فروش و جذب مشتری،اخلاق و جوانمردی را هم آموزش می دادند.کسبه به منصف بودنش معرف همگان بود.کسبه بازار و محله معتمد مردم بودند.اما در این سال ها مشاهده می کنیم رفته رفته این فضای پاک و صمیمی از میان بازاریان کمرنگ شده است. دیگر به ترازوی برخی از بازاریان هم اعتمادی نیست.دربین رانندگان هم وضع تقریبا به همین صورت است.خودسرانه کرایه برخی از مسیرهارا افزایش می دهند، همیشه یک سال قبل از افزایش کرایه، آن ها کرایه هایشان را افزایش می دهند،کرایه 70 تومانی را 75 تومان و در نهایت100 تومان از مردم می گرفتند. اعتراض می کردی شاکی می شدند.انگاری مردم به آن ها بدهکار هستند و حق خود را باید از این طریق از مردم دریافت کنند. قبل ترها راننده ها اگر 50ریال بدهکار می شدند ازمسافرعذرخواهی می کردند اما الان اگر راننده بقیه کرایه را برنگرداند عذرخواهی هم نمی کند. بحث سر یک ریال دو ریال نیست.بحث سر انصاف داشتن است.بارها تاکسیرانی اعلام کرده بود که کرایه های شب و روز فرقی نمی کند اما راننده ها کار خود را انجام می دادند،در ساعت های پیک مسافر،راننده های تاکسی اقدام به گرفتن مسافرهای دربستی می کنند.در بعضی از مسیرهای پرتردد کرایه بیشتری از مسافر دریافت می کنند و منت هم روی مسافر می گذارند که با این که ترافیک بود و هیچ راننده ای حاضر نیست در این مسیر تردد کند بنده قبول کردم!
قیمت نان نیز کمتر از یک هفته افزایش چند برابری پیدا کرد،قرار بود همزمان با افزایش قیمت کیفیت نان نیز افزایش یابد، از قد نان ها کاسته شده اما خبری از کیفیت نیست! در گذشته ی نه چندان دور، قد نان لواش 20 سانت و طولش40 سانت نبود، یک عددنان سنگک یک خانواده 7 نفری را سیر می کرد!! اما الان چه؟همگان دیده ایم که علاوه بر افزایش 80 درصدی نان حجم و سایز نان هم روز به روز کوچکتر شده!آیا کسی به مردم در این مورد پاسخ گو بوده است؟انصاف در بین برخی از این نانواها هم از بین رفت.
وقتی وارد بیمارستان می شوید مریضی دارید که بین مرگ و زندگی قرار دارد و زنده بودنش به انجام عمل بستگی دارد،اگر پولتان کافی نباشد از پذیرش بیمار معذورند، دیگر وجدان کاری هم به خواب رفته است. هرکس برای کسب درآمد بهتر جیب مردم را پله ی ترقی خود قرار داده است. اما همیشه در این بین قشر ضعیف جامعه سنگ زیرین آسیاب بودند و هستند وهمه ی فشارها را آن ها متحمل می شوند. مشکل کجا است چرا رفتار مردم تغییر کرده است؟!! آیا می توان بخشی ازمشکل را به مسولان تعمیم داد؟ هر دولتی وظیفه تامین رفاه مردم جامعه اش را برعهده دارد. نمی خواهیم توپ را به زمین دولت های دیگر بیندازیم. که دولت سازندگی چه کار کرده،اصلاحات و اصولگرا چه کار کرده است. همزمان با افزایش قیمت ها موج نگرانی از وضعیت موجود در بین مردم پدید آمد که چه می شود و چه طور می توان زندگی کرد. سطح درآمدها نیز اندک است. آن روزها که قیمت مسکن بالا می رفت اکثریت جامعه پول نداشتند که حتی خانه اجاره کنند چه رسد به فکر خرید خانه هم باشند، برای آن ها افزایش قیمت مسکن مهم نبود.بهرحال آن ها همیشه مستاجر بودند. اما زمانی که مرغ و تخم مرغ گران شد از قد و حجم نان کم شد میوه و گوشت گران شد همان اکثریت هم متوجه شدند. عده ای می گویند ما انقلاب نکردیم و شهید نداده ایم برای مرغ و تخم مرغ، بله حق با آن ها است اما برخی ها رفتند و از جانشان مایه گذاشتند تا مردم شان در رفاه باشند هدفشان آرامش و رفاه کشورشان بوده، اما در این بین برخی ها هم جنگ را به نفع خود تمام کردند وبهره برداری شخصی از بیت المال ،حق مردم را ضایع کردند. مشکل دیگرسر افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ نیست مشکل بی تدبیری برخی مسولان است.سال ها است که ایران تحریم است و هر دفعه حلقه ی این تحریم ها تنگ تر می شود اما باید تدابیری اندیشیده شود ونباید گذاشت که تحریم ها فشار مضاعفی را بر مردم وارد آورد. فشارهای اقتصادی بر زندگی مردم،سطح درآمد پایین و استرس پرداخت قسط ها و اجاره خانه در هرماه زندگی را بر خانواده ها دشوار کرده است. برخی ازمردم راه نادرستی را برای گذران زندگی انتخاب کردند،بی انصافی و حق خوری!!می گویند برکت دیگر از سفره ها رفته است علتش را می توان در رفتار خودمان مشاهده کرد.دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست.
سعی می شود با ارائۀ مطالب در بخش های کشاورزی، دامپروری در زمینۀ تک سمان، قرقاول، خرگوش و ... به اطلاعات علاقمندان افزوده تا در اعتلای دانش کشور عزیزمان ایران گامی برداشته باشیم