دیوان شمس مولوی 547
سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه شود
باده او را نخورم ور نخورم پس کی خورد گر بخورم نقد و نیندیشم فردا چه شود
باده او همدل من بام فلک منزل من گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه شود
دل نشناسم چه بود جان و بدن تا برود غم نخورم غم نخورم غم نخورم تا چه شود
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۸/۳۰ ساعت ۸:۱۰ ب.ظ توسط کیومرث مولادوست
|
سعی می شود با ارائۀ مطالب در بخش های کشاورزی، دامپروری در زمینۀ تک سمان، قرقاول، خرگوش و ... به اطلاعات علاقمندان افزوده تا در اعتلای دانش کشور عزیزمان ایران گامی برداشته باشیم