راستي، هوش هاي ژرف انديش و عقل هاي پر تلاش، چگونه اين همه از حقايق موجود در پديده ها را مي توانند درك كنند؟ و چگونه گفتار توصيف گران، به نظم كشيدن اين همه زيبايي را بيان توانند كرد؟ و در درك كمترين اندام طاووس، گمان ها از شناخت درمانده و زبان ها از ستودن آن در كام مانده اند. پس ستايش خداوندي را سزاست كه عقل ها را از توصيف پديده اي كه برابر ديدگان جلوه گرند ناتوان ساخت، پديده محدودي كه او را با تركيب پيكري پر نقش و نگار، با رنگ ها و مرزهاي مشخص مي شناسد، باز هم از توصيف فشرده اش زبان ها عاجز و از وصف واقعي آن درمانده اند! (حال چگونه خدا را مي توانند درك كنند؟)

شريف رضي، محمد ابن حسين؛ نهج البلاغه، ترجمه استاد محمد دشتي، تهران، آقاي فهيم 1390