افسانه های در مورد خیام
افسانههایی چند پیرامون خیام وجود دارد. یکی از این افسانهها از این قرار است که خیام میخواست باده بنوشد ولی بادی وزید و کوزه میش را شکست. پس خیام چنین سرود:
ادامه نوشته
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو ام کس که گنه نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو
و چون اینگونه از خداوند پوزش خواست رویش دوباره سفید شد. البته جدا از افسانهها در اینکه این دو رباعی بالا از خیام باشند جای شک است .
منبع : رباعیات خیام،شرحی درباره حکیم عمر خیام نیشابوری،صاحبعلی ملکی،صفحه ۱۱؛ رباعیات حکیم عمر خیام، محمدعلی فروغی و دکتر غنی، صفحه ۷
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۷/۲۲ ساعت ۹:۳۸ ب.ظ توسط کیومرث مولادوست
|
سعی می شود با ارائۀ مطالب در بخش های کشاورزی، دامپروری در زمینۀ تک سمان، قرقاول، خرگوش و ... به اطلاعات علاقمندان افزوده تا در اعتلای دانش کشور عزیزمان ایران گامی برداشته باشیم