پيش از آن کز قامتت چوگان کنند
شاهدان گر دلبري زين سان کنند زاهدان را رخنه در ايمان کنند
هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش ديده نرگسدان کنند
اي جوان سروقد گويي ببر پيش از آن کز قامتت چوگان کنند
عاشقان را بر سر خود حکم نيست هر چه فرمان تو باشد آن کنند
پيش چشمم کمتر است از قطره اي اين حکايت ها که از طوفان کنند
يار ما چون گيرد آغاز سماع قدسيان بر عرش دست افشان کنند
مردم چشمم به خون آغشته شد در کجا اين ظلم بر انسان کنند
خوش برآ با غصه اي دل کاهل راز عيش خوش در بوته هجران کنند
سر مکش حافظ ز آه نيم شب
تا چو صبحت آينه رخشان کنند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ ساعت ۸:۳۸ ب.ظ توسط کیومرث مولادوست
|
سعی می شود با ارائۀ مطالب در بخش های کشاورزی، دامپروری در زمینۀ تک سمان، قرقاول، خرگوش و ... به اطلاعات علاقمندان افزوده تا در اعتلای دانش کشور عزیزمان ایران گامی برداشته باشیم