بيماريهاي اسب
بيماريهاي اسب
بر اساس عوامل بيماريزا به گروه هاي:
بيماريهاي ويروسي
· بيماري هاري در اسب
· آبله اسب
· تورم دهان طاولي
· آنسفاليت ويروسي اسب
بيماريهاي ميکروبي
· مشمشه
· کزاز
· سياه زخم (شارين(
· بروسلوز
· سل اسبی
· سالمونلوز اسب
بیماری های تک یاخته ، قارچي و انگلي
· کوکسيديوئيد و ميکوز
· کچلي
· لنفانژيت واگير (مشمشه کاذب
· هيستوپلاسموز رينو سپوريديوز
· توکسوپلاسموز
· جرب اسب
بیماری های ویروسی اسب
آنفلوانزاي ويروسي اسب
اولين نشانه بيماري وجود خارش در محل گازگرفتگي است. اسب بيمار مضطرب بوده غذا نميخورد و مرتب محل گزش را با دندان خود ميکند، به پرستار و افرادي که به او نزديک ميشوند حمله ميکند و اگر فرار نکنند آنها را بهشدت گاز ميگيرد. بهتدريج نشانههاي فلجي در عضلات گلوي دام ظاهر شده و حيوان با وجود تشنگي مفرط نميتواند آب بخورد. فلجي کمکم به پاها رسيده، حيوان به زمين ميخورد و در مدت کوتاهي تلف ميشود.
آبله اسب
آبله اسب قابل سرايت به انسان و گاو ميباشد. نشانيهاي بيماري در اسب عبارت از وجود جراحات و دانههائي در سطح داخلي دهان، زير زبان، لثهها و لب ميباشد. دانهها کمکم چرکي شده و حيوان دچار تب ميشود بزاق از گوشه دهان جاري شده و ميل به غذا ندارد. جراحات بهتدريج وسعت يافته و به مخاط بيني نيز سرايت ميکند. کرّه اسبها به بيماري حساستر بوده و گاهي تلف ميگردند. در صورتيکه دانههاي آبله در روي پاهاي حيوان و در ناحيه بخولق ظاهر شود اندکي لنگش ايجاد کرده کمکم دانهها چرکي شده و روي آنها را دلمه خشک ميپوشاند و حال حيوان بهبود مييابد.
آنسفاليت ويروسي اسب
آنسفاليت ويروسي از بيماريهاي عفوني است که اسبها را مبتلا ساخته و موجب ابتلاء انسان نيز ميشود. آنسفاليت ويروسي داراي انواع مختلف بوده و از آن جمله آنسفاليت ويروسي و نزوئلائي ميباشد. نشانيهاي بيماري در اسب اختلال در شناسائي، عوارض عصبي، عدم تعادل، تب و فلجي ميباشد. دفع مدفوع و ادرار مشکل شده حيوان دايره راه ميرود و کمکم فلجي ظاهر ميشود و حيوان زمينگير و در مدت ۲ تا ۴ روز تلف ميگردد. تعدادي از اسبهائي که فلج نميشوند زنده ميمانند. ناقل اصلي بيماري پشهها ميباشند ولي انتقال از اسب به اسب نيز امکانپذير است.
آنسفاليت ويروسي شرقي و غربي و آنسفاليت ژاپني نيز وجود دارد که کمتر اسب را مبتلا ميسازد. آنسفاليت ژاپني در حقيقت يک بيماري انساني است که در بيشتر موارد انسان عفونت را به حيوانات منتقل ميسازد.
آنفلوانزاي ويروسي اسب
آنفلوانزاي اسب بيماري مسري بوده که در شرايط طبيعي تکسميها بيشتر به آن مبتلا ميشوند. در نقاطي که تعداد زيادي اسب در مجاورت هم قرار گيرند بيماري بهسرعت در بين آنها اشاعه مييابد. اسبهاي جوان به بيماري حساستر ميباشند و زمانيکه بيماري شيوع پيدا کند اسبهاي مسن نيز به آن مبتلا ميشوند.
علائم بيماري: عبارت است از تب شديد، بياشتهائي، ريزش اشک، هجومالدم بافت چشم و ريزش از بيني. در بعضي از موراد ذاتالريه و کور شدن چشم نيز ديده ميشود که در اينصورت منجر به مرگ حيوان ميشود. امکان وجود يرقان و نفريت نيز در اسب گزارش شده است. بيماري از طريق ترشحات بيني، عطسه يا سرفه به خارج پخش و سبب ابتلاء ساير اسبها و ديگر موجودات مهرهدار و از جمله انسان ميگردد.
تورم دهان طاولي
اين بيماري قابل سرايت به اسب، گاو، خوک و انسان ميباشد. دوره کمون بيماري ۱ تا ۳ روز است علائم بيماري تب و افزايش بزاق در هنگام غذا خوردن است که بهتدريج دانههائي در سطح زبان و روي لبها ظاهر ميشود دانهها طي ۴۸ ساعت پاره شده و تمام سطح زبان و لبها را فرا ميگيرد و حيوان از خوراک ميافتد. ويروس عامل بيماري از طريق ترشحات آلوده حيوان و گاهي از طريق حشرات انتقال مييابد. بيماري معمولاً خطرناک نيست و دامهاي مبتلا بهزودي بهبود حاصل ميکنند.
بیماری های میکروبی اسب
بيماري مشمشه
مشمشه يکي از قديميترين و خطرناکترين بيماريهاي تکسميها بهخصوص اسب بوده و در رديف بيماريهاي مشترک بين انسان و دام نيز قرار دارد. عامل بيماري پزو دوموناس مالئي است. چنانچه اسبي مبتلا به بيماري مشمشه شود بهراحتي باکتري عامل بيماري را از طريق ترشحات خود به خارج دفع و ساير حيوانات حساس و انسان را مبتلا مي سازد. ميکروب مشمشه از راه تنفس و خراشها و زخمهاي جلدي قابل سرايت است.
علائم بيماري در فرم حاد عبارت از تب شديد، کاهش اشتها، سرفه، ريزش زردرنگ از بيني و ايجاد التهاب در بعضي از نقاط بدن و تورم طناب لنفاتيک ميباشد. فرم مزمن بيماري ممکن است با اختلالات ريوي و يا بدون عوارض مشخص ديده شود.
بيماري کزاز
بروسلوز يکي ديگر از بيماري هاي مشترک بين انسان و دام مي باشد که اسب نيز گرفتار آن مي شود. به خصوص در نقاطي که اسب در مجاورت با گاوها زندگي کند. باکتري عامل بروسلوز در اسب معمولاً بروسلاآبورتوس بوده، و گاهي نيز بروسلاسوئيس ملي تنيس در ايجاد بيماري در اسب نقش دارد . نشاني هاي بيماري در اسب عبارت هستند از: زخمهاي پوستي خصوصا زخم جدوگاه و گاهي لنگش در حيوان ديده مي شود. ميکروب در کپسول سينويال مفاصل مخصوصاً در ناحيه مهره هاي پشت و گردن و غدد پستاني جايگزين شده و سپس کپسول بزرگ و گرم و دردناک و سفت مي شود و پس از چند روز سرباز کرده و مايع ژلاتيني از آنها خارج مي گردد. سقط جنين در اسب امکانپذير است ولي نسبت به ساير حيوانات کمتر مي باشد. حيوان مبتلا کمتر تلف شده و به تدريج بهبود مي يابد و تبديل به حامل ميکروب بروسلا مي شود. انتقال بيماري به انسان از طريق تماس با حيوان بيمار و اندام هاي آلوده و ترشحات بدن او امکانپذير است.
بيماري سل
اسبها کمتر به بيماري سل دچار مي شوند ولي چنانچه در مجاورت با گاوهاي سلي قرار گيرند بيمار مي شوند. اسب مبتلا به سل باکتري را با ترشحات خود به خارج دفع و انسان و ساير دامها را به بيماري آلوده مي سازد. جراحات سلي در بدن دام بيشتر در عقده هاي لنفاوي حلق و مزانتريک و ريه، کبد و طحال ديده مي شود. ابتلاء اسبها به مايکوباکتريوم بوويس بيشتر از ساير مايکوباکتريومها مي باشد.
مليوئيدوزيس يا شبه مشمشه
عوارض مليوئيدوزيس در اسب شبيه بيماري مشمشه و گورم مي باشد. عامل بيماري پردوموناس پزو دومالئي مي باشد. نشاني هاي بيماري در اسب عبارت از تب، بي اشتهائي، تنگي نفس، سرفه و گاهي اوقات ترشحات چرکي از بيني. و همچنين ممکن است عوارضي شبيه ذات الريه حاد در دام مشاهده شود. مرگ و مير در اين بيماري بسيار نادر است. حيوانات بيمار ميکروب را از طريق ترشحات، ادرار و مدفوع خود به خارج دفع نموده و آلودگي محيطي را فراهم مي آورند. مخزن طبيعي بيماري آب، خاک و جوندگان وحشي مي باشند سرايت بيماري به انسان و ساير حيوانات از طريق فوق صورت مي گيرد.
سابق بر اين تصور مي کردند که مليوئيدوزيس مخصوص مناطق حاره مي باشد ولي با جدا شدن چند مورد باکتري عامل بيماري از اسبهاي ايران معلوم شد که بيماري فوق فقط مختص مناطق گرمسير نيست.
سالمونلوز اسب
nدر طبيعت گونه هاي مختلف سالمونلا وجود دارد. يکي از آنها سالمونلا آبورتوس اکوئي مي باشد که در ماديان ايجاد بچه اندازي عفوني و در اسبهاي نر ورم بيضه و در کرّه اسبها ايجاد سپتي سمي مي نمايد.
دوره کمون بيماري يک تا دو هفته است و سپس علائم بيماري مثل کمي اشتها، بي حالي و تب در حيوان ظاهر مي شود. ميکروب بيماري پس از ورود به بدن و طي دوره کمون به رحم و از آنجا به جفت رسيده و ايجاد التهاب در جدار جفت نموده و باعث سقط جنين مي گردد. سقط معمولاً در ماههاي هفتم و يا هشتم آبستني اتفاق مي افتد. درصورتي که جنين ساقط نشود امکان دارد در موقع تولد با وارد شدن ميکروب به دهان نوزاد، کرّه اسب نيز دچار سپتمي سمي گردد و يا اينکه ميکروب در مفاصل حيوان جايگزين شده و تورم مفصل ايجاد نمايد.
nماديان هائي که تازه سقط نموده اند با ترشحات رحمي خود محيط اطراف و علوفه را آلوده مي نمايد و ساير اسبها با خوردن علوفه آلوده مبتلا به بيماري مي شوند. نرها در هنگام جفتگيري با ماديانهاي بيمار دچار ورم بيضه مي گردند. سالمونلوز ممکن است در اسبها و کرّه اسبها به صورت عوارض معدي و رودهاي بروز نمايد. در نقاطي از دنيا که از گوشت اسب استفاده مي کنند مسموميت غذائي در اثر خوردن گوشت آلوده به سالمونلا ديده مي شود.
nجهت جلوگيري از آلوده شدن ساير دامها، بايد بيماران را جدا از سايرين نگهداري و ترشحات و جنين سقط شده را جمع آوري و سوزاند و از اسبهاي آلوده براي جفتگيري استفاده ننمود.
لپتوسپيروز
nاين بيماري در اسب معمولاً با تب شروع مي شود و به دنبال آن بي اشتهائي و اسهال هاي متناوب ديده مي شود. در بعضي موارد به شکل يرقان همراه با هموگلوبينوري بوده و نفريت و گاهي سقط جنين نيز اتفاق مي افتد. عوارض ثانوي بيماري چشم درد همراه با ريزش اشک و ورم ملتحمه و ترس از نور مي باشد که اگر درست درمان نشود حيوان کمکم نابينا مي گردد. انسان و حيوانات به خصوص گاو، گوسفند، خوک به بيماري مبتلا مي شوند ولي در اسب بيماري نسبت به ساير حيوانات خفيفتر ديده مي شود. حيوانات بيمار از طريق ادرار، جنين سقط شده و ترشحات مهبلي محيط اطراف و آب و علوفه را آلوده ساخته و انسان و ساير حيوانات از طريق زخمها و خراشهاي جلدي و مخاطي در تماس با دام بيمار و مواد آلوده بيمار مي شوند.
ليستريوز
n بيماري فوق در انسان و حيوانات خونگرم شايع مي باشد. عامل بيماري ليستريامونوسيتوژنس بوده و اسب نيز به طور اسپوردايک به آن مبتلا مي شود علائم بيماري در اسب بيشتر فلجي و فک و عضلات گلو مي باشد و گاهي سپتي سمي ليستريائي در کرّه اسبها مشاهده مي شود. حيوانات بيمار ميکروب را از طريق ادرار، مدفوع ترشحات رحمي و شير به خارج رفع مي کنند.
کورينه باکتريوم پزودوتوبرکولوزيس
nبيماري ناشي از اين باکتري در اسب به دو شکل اتفاق مي افتد. يکي لنفانژيت اولسرايتو که عفونت در پاهاي خلفي حيوان ديده مي شود و يا لنگش همراه بوده، و ديگري تشکيل آبسه بزرگ در ناحيه سينه و پائين شکم مي باشد. در اکثر موارد ميکروب در عقده هاي لنفاوي ناحيه محبوس مي گردد، ولي در بعضي از موارد بسته به وضعيت و شرايط حيوان از عقده هاي لنفاوي ناحيه تجاوز نموده به عقده هاي لنفاوي داخلي مي رسد و مرگ اتفاق مي افتد. سقط جنين نيز در اين بيماري گزارش شده است که گاهي باعث عقيم شدن حيوان مي شود. عامل بيماري در ادرار و ترشحات دامهاي بيمار وجود دارد و راه اصلي ورود آن به بدن انسان و ساير دامها، زخمها و خراشهاي موجود در بدن مي باشد. اسبهاي جوان کمتر به بيماري دچار مي شوند. ولي اسبهاي مسن کاملاً به بيماري حساس مي باشند.
کورينه باکتريوم اکوئي
nبمياري حاصله مخصوص کرّه اسبهاي جوان مي باشد و باکتري عامل آن اولين بار از ريه کرّه اسبها جدا شده است .علائم بيماري عبارتند از تب، بي اشتهائي و سرفه، پنوموني که گاهي نيز با اسهال همراه مي باشد. ميزان مرگ و مير در اين بيماري زياد است کرّه اسبهاي بزرگتر (بالاتر از سه ماه) در مقابل بيماري مقاومتر بوده و کمتر تلف مي شوند. باکتري عامل بيماري در خاک ديده مي شود و از دستگاه تناسلي اسبهاي سالم و بالغ نيز جدا شده است.
بیماری های قارچی ، تک یاخته ای و انگلی اسب
کوکسيديوئيد و ميکوز
انسان و حيوانات در اثر اسثتنثاق هاگ اين قارچ به نام کوکسيديوئيديس ايمي تيس که در زمين رشد ميکند مبتلا به بيماري ميشوند. علائم بيماري در اسب عبارت است از لاغري، تب متغير، خيز در پاها، کمخوني و ازدياد گلبولهاي سفيد خون که در بعضي از موارد دل دردهاي متناوب نيز وجود دارد. پارگي کبد در بعضي مواقع ديده ميشوند که به تلف شدن حيوان منجر ميگردد
کچلي
nکچلي از بيماريهاي قارچي پوستي ميباشد که اين قارچ به بافتهاي پوششي و شاخي و الياف مو حمله ميکند. در اسبها بيماري با ايجاد لکههاي گردي در پوست شروع ميشود و پس از چند روز موها فاسد شده و ميريزند. سطح پوست خاکستري رنگ و شورههاي ريزي در پوست ظاهر ميشود. سپس پوسته شده و خارش شديد در حيوان ايجاد ميکند. در صورتيکه مراقبتهاي لازم انجام شود پس از مدت ۲۵ تا ۳۰ روز بهبود حاصل ميشود. در صورتيکه محل کچلي در زيرزين و يا تنگ اسب باشد در اثر تحريک بهبودي به تأخير ميافتد و ممکن است به ساير نقاط بدن نيز سرايت کند. بيشتر کچليهاي انسان از حيوانات سرايت ميکند، بهخصوص در نقاط روستائي و جاهائي که تماس نزديک با اسب و گاو وجود دارد.
لنفانژيت واگير (مشمشه کاذب)
nلنفانژيت واگير از بيماريهاي مزمن اسب بوده که توسط يکي از انواع قارچها به نام هيستوپلاسما فارسي مينوزوم به حيوان سرايت ميکند. اين قارچ از راه خراشهاي پوستي و از طريق لوازم آلوده مثل زين، عرقگير، لوازم تيمار وارد بدن اسب ميشود. زمانيکه اين قارچ به بافتهاي زيرپوست ميرسد، قرحههائي در امتداد عروق لنفي بهوجود ميآورد اين قرحهها کمکم ضخيم شده و سرباز ميکند. جراحات و ورم بيشتر در اطراف مفصل خرگوشي و يا در تمام قسمتهاي پا مشاهده ميشود، که اغلب بدون درد ميباشد. اين عوارض ممکن است در ساير نقاط بدن و يا مخاط بيني نيز ديده شود که در اينصورت با بيماري مشمشه قابل اشتباه ميباشد ولي بايد توجه داشت که در اين بيماري تست مالئين منفي است. اين بيماري قابل سرايت به انسان و گاو ميباشد.
هيستوپلاسموز
هيستوپلاسموز از بيماريهاي قارچي قابل انتقال بوده و در اسب ايجاد جراحات غدهاي مينمايد عوارض بيماري در کرّهاسبها عبارت از لاغري، تنگي نفس و گاهي يرقان ميباشد. در انسان علائمي شبيه به علائم بيماري در اسبها ديده ميشود. عامل بيماري هيستوپلاسماکاپسولاتوم است، و ابتلاء معمولاً در اثر اسثنشاق گرد و غبار آلوده صورت ميگيرد.
رينو سپوريديوز
عامل اين بيماري رينوسپوريد ياسيبري است که ايجاد ناراحتي و جراحات در مخاط بيني، منخرين و گاهي در حنجره، چشم و واژن اسبها مينمايد. اين بيماري قابل اشتباه با بيماري مشمشه، گورم و لنفانژيت ميباشد. بيماري به انسان قابل سرايت است.
توکسوپلاسموز
توکسوپلاسموز بيماري واگير و مشترک بين انسان و کليه حيوانات ميباشد. عامل بيماري توکسوپلاسما گوندئي است، که انگل داخل ياختهاي بوده و از راه دهان وارد بدن انسان و حيوان شده و ايجاد بيماري مينمايد. اسبهاي مبتلا به توکسوپلاسموز داراي علائم عصبي، اشکال در حرکت، چرخش به دور خود و گاهي فلجي و کوري ميباشند. گربهها از جمله مهمترين مخازن اين بيماري بوده، و بلع مواد آلوده به مدفوع گربه مهمترين راه دخول اين انگل به بدن انسان و ساير حيوانات ميباشد.
جرب اسب
جربهاي مختلفي در اسب ايجاد بيماري ميکنند که مهمترين آنها عبارت هستند از جرب دمودکس اکوئي، جرب سارکوپتيک، جرب پزوروپتيک و جرب کوريوپتيک ميباشد. جرب پزوروپتيک در اسب ايجاد دلمههائي در قاعده يال و دم کرده، دلمهها کمکم بزرگ شده و توليد خارش شديد مينمايد و حيوان بدن خود را به در و ديوار ميمالد. گاهي اوقات ممکن است جراحات در قسمتهاي فاقد مو مثل زير بغل، پستان و بيضه نيز ديده شود. جرب از طريق تماس مستقيم و يا از طريق استفاده مشترک از وسائل مثل زين، عرقگير، افسار و غيره قابل انتقال است. جربهاي اسب قابل انتقال به انسان ميباشد.
منبع: اداره کل دامپزشکی استان اصفهان
http://www.isfahanvet.org.ir/Content/Content.aspx?c=defaultpage&Content_id=242&Landir=rtl&Lan=Fa
سعی می شود با ارائۀ مطالب در بخش های کشاورزی، دامپروری در زمینۀ تک سمان، قرقاول، خرگوش و ... به اطلاعات علاقمندان افزوده تا در اعتلای دانش کشور عزیزمان ایران گامی برداشته باشیم